اخبارتوسعه حرفه‌ای معلمانویژه

جایزه معلم مهمان مجله معلم می‌شود: گفتگو با دکتر محمد آذین – دبیر سومین دوره رویداد

«جایزه معلم» از دید مجله معلم یکی از مهم‌ترین ابتکارات آموزشی و اجتماعی در ایران است. این رویداد با هدف تجلیل از مقام معلم، تقویت کرامت معلمی و الگوسازی برای نسل‌های آینده طراحی شده است. این جایزه تلاش می‌کند فراتر از یک مراسم نمادین، بستری برای قدردانی مردمی از معلمان و بازنمایی نقش کلیدی آن‌ها در آموزش و پرورش کشور فراهم آورد.

در این رویداد، معلمان نه تنها بر اساس دانش و مهارت‌های آموزشی، بلکه بر اساس نوآوری، اثرگذاری اجتماعی و الهام‌بخشی به دانش‌آموزان معرفی می‌شوند. همین رویکرد باعث شده است این جایزه به‌عنوان یک جریان فرهنگی و اجتماعی و رسانه‌ای ماندگار شناخته شود که پیوندی میان مردم، معلمان و آینده‌ی تعلیم و تربیت ایجاد می‌کند.

این رویداد علاوه بر معرفی و تقدیر از معلمان و دیگر نقش آفرینان عرصه تعلیم و تربیت، فرصتی است برای بازاندیشی درباره جایگاه معلم و گامی در جهت ارتقای کیفیت آموزش در ایران. جایزه معلم در حقیقت به جامعه یادآوری می‌کند که معلمی شغل نیست؛ رسالت است و تجلیل از معلم، تجلیل از آینده است.
در ادامه شما را دعوت می‌کنیم تا خواننده مصاحبه با دبیر سومین دوره این رویداد جناب آقای دکتر محمد آذین باشید. ایشان پژوهشگر الگوهای تربیتی و سیستم‌های اجتماعی هستند.

نکته: برای مطالعه پاسخ هر یک از سوالات، روی علامت مثلث ضربه بزنید.

سوال ۱.بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. جناب آقای دکتر محمد آذین، خیلی خوشحالیم که در مجله معلم میزبان شما هستیم. امیدوارم که این گفت‌و‌گو برای تمام جامعه معلمی مفید و کارگشا باشد. مطمئناً خوانندگان مشتاقند شما را به‌عنوان دبیر جایزه بیشتر بشناسند و از شما بدانند.

به نام خدا. من هم خوشحالم که خدمت شما هستم و خدمت مخاطبان عزیز مجله معلم و همه معلمینی که برای آینده زحمت می‌کشند. من محمد آذین هستم، فعال در حوزه تعلیم و تربیت. بیشتر دغدغه‌ام حل مسائل حوزه تعلیم و تربیت در لایه‌های اجتماعی و میانی است. اینکه بتوانیم راهکارهایی را توسعه دهیم که به حل این مسائل کمک کند؛ البته این هم با مشارکت ذی‌نفعان مختلفی که در آن مسئله می‌توانند دخیل باشند صورت می‌پذیرد. امسال هم دبیر سومین دوره جایزه معلم هستم. جایزه‌ معلم به‌عنوان یک جایزه بین‌المللی فاخر تلاش می‌کند هر سال معلمان اثرگذار را شناسایی و به جامعه معرفی کند.

 


سوال ۲. اجازه بدهید از این سؤال شروع کنیم: ایده‌ی «جایزه معلم» از کجا آغاز شد؟

جایزه معلم جایزه‌ای است که توسط یک نهاد مردمی تحت عنوان بنیاد برهان اهدا می‌شود؛ مجموعه‌ای مردم‌نهاد و غیردولتی که دغدغه بهبود وضعیت تعلیم و تربیت عمومی کشور را دارد. رویکرد کلی بنیاد برهان «رویکرد مسئله‌محور» است؛ یعنی تلاش می‌کنیم مسائل نظام تعلیم و تربیت را شناسایی کنیم، سپس راهکارهای به‌روز و مؤثری را برای بهبود آن‌ها پیشنهاد و طراحی کنیم. اگر لازم باشد خودمان آن‌ها را اجرا می‌کنیم.

تقریباً از سال ۹۶ یا قبل‌تر به راه‌اندازی یک جایزه فکر می‌کردیم. جایزه‌ای که بتواند توجه عموم جامعه را به سمت مقام معلم جلب کند. احتمالا تک‌تک ما نسبت به معلمین‌مان احساس قدردانی‌ داریم، اما فرصت زیادی برای ابرازش وجود ندارد. جایزه معلم در نظر دارد قطره‌قطره این قدردانی‌ها را جمع کند و به‌صورت دریایی از سپاس عمومی، به مقام معلم تقدیم نماید. سال‌ها به این ایده فکر شد. نمونه‌های مختلف داخلی و خارجی بررسی شد. مشورت‌های متعدد با عزیزان و بزرگواران شد. نهایتاً منجر شد به شکل‌گیری ایده جایزه‌ای تحت عنوان «جایزه معلم» که کارکرد اصلی‌اش به‌عنوان یک واسطه‌گری باشد؛ به این صورت که بتواند قدردانی‌های مردم و جامعه را جمع آوری کند و آن را به مقام معلم برساند.

در واقع به شکلی توجه جامعه و مردم را در بستری از قدردانی به سمت مقام معلم جلب کند. ما جایزه معلم را یک واسطه میان مقام معلم، معلمین عزیز و عموم مردم می‌دانیم.

لینک مستقیم ثبت نام به عنوان معلم:

https://seamorq.net/events/639961ba-0950-4e5f-b491-c821c41cb7f5

لینک معرفی معلمان جهت شرکت در رویداد: 

https://muallemprize.ir/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85/

 


سوال ۳.ما هم قدردان شما هستیم که این مسئولیت را بر عهده گرفته‌اید. امیدواریم امسال هم مثل دو دوره گذشته، جایزه معلم نتایج خوب و قابل‌پیگیری داشته باشد.
فکر می‌کنید تأثیر جایزه معلم بر کلان کشور، از نگاه تمدنی، چگونه است؟ آیا صرفاً قرار است که در قالب جایزه معلم معلم، مردم بر مقام معلم و مقام معلم بر مردم تأثیر بگذارند یا قرار است از طریقی این تأثیر در سطح تمدنی و ملی هم لحاظ شود؟

ما یک مجموعه غیردولتی هستیم. این یعنی اثر ما می‌تواند اثر نرم و جانبی باشد، نه اثر مستقیم. ما تصمیم‌گیر مستقیم دولتی نیستیم. منابع‌مان هم منابع نسبت به بودجه آموزش‌وپرورش و منابعی که در حوزه آموزشی، تربیتی و فرهنگی در کشور هزینه می‌شود بسیار ناچیزی است. چند سازوکار که در جایزه معلم دیده شده است و فکر می‌کنیم از طریق آن‌ها می‌توانیم در میان‌مدت و بلندمدت اثرگذار باشیم.
یکی از آن سازوکارها این است که ما توجه جامعه ـ اعم از مردم و حاکمیت ـ را بیشتر به معلم جلب کنیم. یعنی حاکمیت و مردم بیشتر به این مقام و شغل احترام بگذارند، توجه کنند و هر کاری که در توان‌شان هست انجام بدهند. همین موضوع در لایه بعدی باعث می‌شود که معلمین شاغل احساس عزت‌نفس بالاتری داشته باشند؛ یعنی احساس بکنند آن زحمتی که کشیده می‌شود، بیشتر دیده میشود و بیشتر مورد قدردانی قرار دارد. وقتی که این عزت‌نفس ارتقا پیدا کند، در واقع کیفیت کار معلم هم ارتقا پیدا می‌کند؛ تاثیر این توسعه در جامعه و آینده هویدا می‌شود؛ یعنی شاگردان بهتری تربیت خواهند شد و آینده کشور، آینده بهتری خواهد بود.
سازوکار بعدی بالا بردن شأن اجتماعی معلم در جامعه است. یعنی تسهیل مسیر و ترغیب نوجوانان، کودکان و حتی نسل‌هایی که هنوز به دنیا نیامده‌اند و مستعد انجام چنین نقشی هستند طوری که شغل معلمی را انتخاب کنند. در حال حاضر شاید اگر از بچه‌های رتبه زیر ۱۰۰۰ کنکور بپرسید، مثلا زیر پنج یا ده درصدشان بگویند دوست دارند معلم شوند. باید کاری بکنیم که این عدد مثلاً به بالای پنجاه درصد برسد؛ یعنی معلمی جزو سه انتخاب اصلی رتبه‌های برتر کنکور باشد. (البته این صرفا یکی از معیارهای سنجش استعداد تحصیلی است. من نمی‌خواهم بگویم همه نخبگان ما همان‌هایی هستند که در کنکور رتبه خوب می‌آورند.)
حرف من این است: ما باید کاری کنیم که نخبگان واقعاً علاقه و ذوق و اشتیاق داشته باشند که معلم بشوند و بتوانند با استفاده از این استعدادشان برای شکوفا کردن استعداد نسل بعد استفاده کنند. در واقع به تعبیر یکی از صاحب‌نظران «هر ملتی باید بهترین فرزندانش را برای تربیت فرزندانش بگمارد». اکنون لزوماً چنین نیست. در حال حاضر درصد کمی از رتبه‌های برتر – به عنوان مثالی از استعداد‌های تحصیلی- معلم می‌شوند. جایزه معلم این هدف را دنبال می‌کند.
در لایه‌ای عمیق‌تر، ما در فرهنگ و نظام ارزشی خود تصویری از معلم داریم که شاید با آنچه در کشورهای غربی وجود دارد متفاوت باشد. معلم همه‌جا باید مورد احترام باشد، اما ما معلم را رشددهنده و تعالی‌بخش انسان می‌دانیم، نه فقط کسی که یک دانش یا مهارت را منتقل می‌کند. در واقع ما معلمی را شعبه‌ای از وظیفه و نقش پیامبری می‌دانیم که آمده است انسان‌ها را نه فقط در سطح دو بعدی دانش و مهارت، بلکه در بعد سوم هم رو به آسمان ببرد و از جهت معنویت هم رشد بدهد.
در دست دیگر جایزه معلم، به دلیل نسبتی که با پیامبر برای خود قائل است و چون آن را منسوب به پیامبر می‌دانیم، بر معلمی که رشددهنده و اثرگذار عمیق بر سرنوشت دانش‌آموزان است، تمرکز دارد. این الگوسازی می‌تواند کمک کند که همه ما به جنبه‌های معنوی معلمی توجه بیشتری داشته باشیم.

 


سوال ۴. پس از این توضیحات، فکر می‌کنم جایزه معلم شبیه‌سازی از جایزه جهانی معلم نیست. مسیر بومی خود را رفته است.
شما در صحبت‌های قبلی‌تان فرمودید نمونه‌های داخلی و خارجی بررسی کرده‌اید و مشورت‌هایی گرفته شده است. اکنون به بعد معنویت شغل معلمی در تمدن اشاره می‌کنید. ممکن است کمی بیشتر درباره این موضوع توضیح می‌دهید؟

اگر بخواهیم تمایزهای جایزه معلم را با جایزه جهانی معلم ـ که آن هم توسط یک بنیاد غیردولتی اهدا می‌شود و حرکت ارزشمندی است ـ بیان کنیم، یا حتی تفاوت‌های آن را با «معلم نمونه» که در کشور توسط وزارت آموزش‌وپرورش برگزار می‌شود، می‌توانیم موارد مختلفی را نام ببریم. یکی از آن‌ها همین است که ما معلمی را دنباله پیامبری می‌دانیم. هرچند مستقیم به آن نمی‌پردازیم اما در بلندمدت، انتساب جایزه به پیامبر و معیارهای موجود، جنبه‌های انسانی کار معلم و اثرگذاری انسان‌محور او را پررنگ می‌کند. این موضوع با جنبه‌های تکنیکی یا وظایف مرسوم که معلمی -هرچند که انجام آن‌ها نیز ارزشمند است- متفاوت است.
ما درباره پیامبر تعبیر داریم. ایشان «طبیب دوّار بطبّه» بوده‌اند. یعنی خودشان مثل طبیبی که درمانش در دستش است، می‌رفتند و می‌گشتند، بیمار پیدا می‌کردند و او را درمان می‌کردند. ما معلمینی داریم که فراتر از وظیفه شغلی ظاهری خودشان، عمر و زندگی‌شان را برای دانش‌آموزان گذاشته‌اند. در حالی‌که می‌توانستند موقعیت‌های شغلی و درآمدی به‌ظاهر بهتری داشته باشند، اما با وقف کردن خود، زندگی ده‌ها و صدها شاگرد را نجات داده‌اند و زندگی آن‌ها را احیا کرده‌اند. این کار شبیه به کار پیامبر است. این زنده‌کردن انسان‌ها همان جنبه معنوی معلمی است که برای ما پررنگ است. هرچند در بلندمدت دنبال آن هستیم و در کوتاه‌مدت قرار نیست یکباره همه چیز تغییر کند. همزمان با رشد جامعه، ما نیز باید رشد کنیم و جایزه معلم را جلو بببریم.
تمایز دیگر جایزه معلم با جوایز جهانی یا سایر جوایز این است که بُعد رقابتی آن پررنگ نیست. یعنی مسابقه‌ای نیست که افراد با هم رقابت کنند و در پایان یک نفر مدال یا جام بگیرد. از همان نقطه شروع، ما تأکید داریم که همه هزاران یا ده‌ها هزار نفری که نامزد می‌شوند، خود را یک جامعه ببینند؛ جامعه‌ای که در کنار هم برای تحول در آموزش‌وپرورش تلاش می‌کنند. آن‌ها برای رسیدن به خط پایان با هم در رقابت نیستند. برای این امر ابزارهایی هم توسعه داده‌ایم.
در جایزه معلم ما از دوستان «انجمن معلم» هم کمک گرفتیم تا معلم‌ها در آنجا تجربه‌ها و چالش‌هایشان را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. هدف این بود بستری مردمی برای اشتراک‌گذاری تجربیات معلمی و کمک به یکدیگر شکل بگیرد. همه باید از هم یاد بگیریم. هر کسی هرجا هست باید دست دیگری را بگیرد و بالا بکشد.
جایزه معلم از ابزار «سیمرغ» استفاده می‌کند. سیمرغ ابزاری است که به جامعه‌سازی کمک می‌کند. جایزه معلم در کنار رویداد‌های دیگر از آن بهره می‌جوید. معلم‌ها می‌توانند به وسیله این ابزار همدیگر را پیدا کنند، جست‌وجو کنند، بر اساس حوزه علاقه با هم ارتباط بگیرند، حرف‌های عمومی بزنند و دیگران هم بشنوند.
همزمان با استفاده از لفظ «همسفران» در سامانه سیمرغ، بر آن شدیم تا خودمان هم در جایزه معلم از عنوان «همسفران» برای نامزدها استفاده کنیم. کانال‌هایی در پیام‌رسان‌های مختلف (ایتابله) داریم. در خود سامانه سیمرغ هم جامعه و رویداد داریم. همگی این ابزار بر پایه این است که همسفر باشیم و با هم حرکت کنیم تا به سمت قله تحول در حوزه آموزش‌وپرورش برویم. در این مسیر، ممکن است برخی برگزیده شوند و جوایزی دریافت کنند، اما اصل ماجرا خود جمع چند هزار نفره است؛ این جمع چند هزار نفره اصل ماجراست و تک تک اعضایش اهمیت دارند. فقط فردی که برنده جایزه می‌شود مهم نیست. نگاه جایزه معلم، نگاهی اجتماعی و جمعی نسبت به مخاطبانش است. ما یک نگاه صرفاً حرفه‌ای برای انتخاب چند نفر محدود نداریم.

نهایتاً اینکه جایزه معلم یک حرکت رسانه‌ای، گفتمان‌ساز و جریان‌ساز است. جایزه معلم در درجه اول مردم و در درجه دوم معلم‌ها را مخاطب قرار می‌دهد. در واقع، هدف اصلی این است که معلم، مقام و الگوهای معلمی را به جامعه بشناسانیم. نه تنها خود معلم‌ها بلکه چون مردم باید قدردان این مقام باشند.
این موارد حداقل تمایزهایی بودند که می‌توان بین جایزه معلم، معلم نمونه و حتی جایزه جهانی معلم برشمرد.

 


سوال ۵. گویا با نمونه بارزی از یک طرح بعد از از پنج سال تفکر و طراحی مواجهیم. وقتی یک رویداد تا این حد برنامه و ‌ریزبینی و جزئی‌نگری دقیق دارد یعنی به بلوغ رسیده است.
بین صحبت‌های شما متوجه شدم که مخاطب اصلی جایزه معلم مردم هستند.
دو مسئله از نشست خبری خاطرم هست. می‌خواهم برای شناخت بهتر رویداد از رویداد مطرح کنم.
خانم جواهری‌پور، رئیس کمیته داوران، فرمودند یکی از ملاک‌ها این است که توانسته باشد نقش معلمی را در جامعه توسعه دهد. یعنی همان شبکه‌سازی که معلم با جامعه اطراف خود انجام می‌دهد. می‌دانیم این امر با سند تحول که اذعان دارد مدرسه باید با جامعه پیوند بخورد، ارتباط دارد. می‌خواستم نمونه‌ای از این مورد را دو دوره قبلی بیان بفرمایید.
نکته دیگر، «بسم‌الله الرحمن الرحیم» جناب آقای امانی در اتمام صحبت‌هایشان بود. ایشان عقیده داشتند جایزه معلم آغازی است برای اینکه افراد به تحول تعلیم و تربیت سرعت ببخشند. دوست دارم از شما درباره شبکه‌سازی بیشتر بشنویم. منظور من به طور خاص شبکه‌سازی معلم با جامعه یا معلم با معلم برای تحول جامعه از طریق تعلیم و تربیت است.

دو سؤال خیلی ارزشمند و خوبی است. من از شما بابت این دقت نظر و عمق نگاه تشکر می‌کنم.
ملاحظه بفرمایید: ما فضای تعلیم و تربیت واقعی را فراتر از کلاس می‌دانیم. عقیده داریم زمانی می‌توان به واقع بر زندگی انسان‌ها اثر گذاشت که تعلیم و تربیت در محیط واقعی زندگی، یا محیط‌های نزدیک‌تر به آن، اتفاق بیفتد. اما معمولاً به خاطر محدودیت‌های قوانین آموزش‌وپرورش، دانش‌آموزان را در کلاس و مدرسه نگه می‌داریم. حق هم داریم؛ به طور مثال می‌ترسیم بچه را به نانوایی محل ببریم مبادا دست یکی‌شان به تنور بخورد و بسوزد؛ بعد چه کسی می‌تواند پاسخ‌گوی والدین و آموزش و پرورش و… باشد؟ اما معلمینی که این جسارت و افق نگاه وسیع دارند، تعلیم و تربیت را از کلاس بیرون می‌برند و از زیرساخت‌های محلی و اجتماعی به‌عنوان بستر تربیت استفاده می‌کنند. این برای ما در ارزیابی‌ها ضریب بالایی دارد. اهمیت بالایی دارد که معلم چقدر از ظرفیت‌های جامعه محلی در فرایند رشد و یادگیری شاگردانش استفاده کرده است. یا حتی اگر بر جامعه محلی اثر گذاشته، این اثر با کمک شاگردان و در قالب فرایندی تربیتی بوده است.
مثلاً اگر معلمی همراه بچه‌ها به روستا رفته و بخشی از آب‌رسانی روستا را تعمیر کرده‌اند، ضمن حل مشکل، بچه‌ها یاد گرفته‌اند و رشد کرده‌اند؛ علوم تجربی یاد گرفته‌اند؛ جغرافیا یاد گرفته‌اند، ریاضی یاد گرفته‌اند؛ دینی و اجتماعی یاد گرفته‌اند و رشد شخصیتی هم پیدا کرده‌اند. اگر معلم با این نیت این کار را کرده که بچه‌هایش رشد کنند و در عین حال خدمتی هم به جامعه محلی خود بکند، باز از همین جنس کار محسوب می‌شود. ما به دنبال معلم اثرگذار بر زندگی بچه‌ها هستیم. این نوع کارها ظرفیت اثرگذاری بالایی دارند. باید از ظرفیت‌های جامعه استفاده شود.
از سوی دیگر، معلم می‌تواند بر جامعه هم اثرگذار باشد؛ هم به‌عنوان مرجع و هم با کارهایی که همراه شاگردانش انجام می‌دهد و مسائلی که با کمک آنان در جامعه محلی خود حل می‌کند. معلم می تواند در حل مسائل جامعه خود نقش‌آفرین باشد.
در مورد سؤال دومی که فرمودید، به نظر ما اگر معلمان درست موقعیت خودشان را تشخیص بدهند، در واقع یک شبکه اجتماعی کف جامعه هستند. معلمان نخبگانی هستند که در کف جامعه حضور دارند. ما نخبگانی که دور از کف جامعه‌اند هم داریم؛ ممکن است جامعه‌شناس یا صاحب‌نظر سیاسی یا اقتصادی باشند. این عزیزان تعدادشان کم است و معمولاً با کف جامعه فاصله دارند. اما معلم در همه جای کشور حضور دارد؛ حتی در روستایی که تنها چند دانش‌آموز دارد هم یک معلم هست. این معلم‌ها اگر خودشان را به‌عنوان کنشگران اجتماعی ببینند ـ یعنی منِ معلم خودم را فقط کسی ندانم که سر کلاس درس می‌دهم و می‌روم، انگار دارم صرفاً دانش منتقل می‌کنم بلکه خودم را صاحب یک نقش اجتماعی بدانم ـ ، آن‌وقت نگاه متفاوت می‌شود.
مدرسه اساساً نهادی اجتماعی است؛ مدرسه نهاد تربیت فرد به‌تنهایی نیست، بلکه تربیت فرد برای جامعه را دنبال می‌کند. معلم باید احساس کند مهم‌ترین عنصر مدرسه است. اگر این‌گونه نگاه کنیم، آن وقت معلمین ما هرچه بیشتر بتوانند با هم ارتباط داشته باشند ـ چه در ارتباطات محلی مثل خوشه‌های معلمین که با هم مرتبط‌اند، یاد می‌گیرند و تجربه‌هایشان را به اشتراک می‌گذارند، و چه در اجتماعات غیرمحلی از طریق فضای مجازی ـ خودشان را همچون پیامبران کوچکی احساس کنند که به دورترین نقاط جغرافیایی ایران و البته جهان فرستاده شده‌اند. همان‌طور که پیامبران با اینکه در طول تاریخ و عرض جغرافیا ظاهرا پراکنده بودند، اما هماهنگ بودند و همه یک هدف را دنبال می‌کردند و یک پیام داشتند. معلم‌ها هم اگر چنین احساسی داشته باشند، یعنی همه با هم دنبال پیشرفت ایران و تربیت نسلی بالنده‌تر باشند؛ ولو اینکه من فقط پنج، ده یا بیست شاگرد دارم، اما در یک شبکه و در یک جبهه کار می‌کنم که صدها هزار نفر دیگر هم مثل من کار مشابهی انجام می‌دهند. آن‌وقت نگاه من به خودم و کارم اساساً تغییر می‌کند. چه بسا این نگاه دیگر یک نگاه شغلی یا اداری صرف نخواهد بود، بلکه تبدیل می‌شود به یک رسالت مقدس جمعی و اجتماعی. چنین معلمی دیگر همان معلم قبلی نیست. ما امیدواریم در «جایزه معلم» بتوانیم این حس و این تصویر را هم در جامعه نسبت به معلم ایجاد کنیم و هم با کمک خود معلمین، روی بستر «جایزه معلم»، «سیمرغ»، «انجمن معلم» و دیگر فضاها، این حس را در بدنه جامعه معلمان تقویت کنیم.

 

 


سوال ۶.فکر می‌کنید بین‌المللی بودن رویداد برای معلمان داخل کشور هم، به‌ویژه برای شبکه‌سازی یک مزیت محسوب می‌شود ؟

پیش از بحث شبکه‌سازی، به نظرم دو مزیت در بین‌المللی بودن برای معلمان عزیز داخل وجود دارد. اول اینکه معلم خود را همواره در یک مقایسه جهانی ببیند. این باعث می‌شود که من به عنوان یک معلم خودم را صرفاً محدود به خواسته‌های مدرسه یا آموزش‌وپرورش دارند نکنم. بتوانم افق‌های بلندتری ببینم. این موضوع به این معنا نیست که معلمان جهانی الزاماً در افق بلندتری از معلمان ما لزوما پرواز می‌کنند. در بعضی جنبه‌ها جلوتر از ما هستند و در بعضی جنبه‌ها ما جلوتر از آنان هستیم. همه از هم یاد می‌گیریم. به طور کلی، اگر این افق از چارچوب جغرافیایی و مرزی فراتر برود و افراد کنشگر ما بین‌المللی فکر کنند، همین امر باعث رشد می‌شود.
دوم، بحث یادگیری است. من در تعامل با دیگران یاد می‌گیرم. خداوند هم می‌فرماید: «وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا» (آیه ۱۳ سوره حجرات)؛ یعنی ما شما را ملت‌ها و قبایل قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. در واقع این یادگیری و رشد در همین تعامل‌ها، تفاوت‌ها و تنوع‌ها اتفاق می‌افتد. به نظرم از این جهت ما یک فرصت خوب برای رشد جامعه معلمی خود در افق بین‌المللی جایزه معلم داریم.
در زمینه شبکه‌سازی، ما هنوز کار داریم تا بسترهای مجازی ما به اندازه کافی اجازه دهند که ارتباطات تسهیل شود، در لایه‌های حرفه‌ای راه درازی در پیش است. اما معلمانی که بخواهند، حتماً می‌توانند با نامزدهای خارجی جایزه ارتباط برقرار کنند. ان‌شاءالله پلتفرم سیمرغ هم با چندزبانه شدن و امکانات بیشتر در آینده کامل‌تر می‌شود تا ارتباط راحت‌تر میان معلمان ایرانی و نامزدهای بین‌المللی برقرار شود و بتوانند از یکدیگر یاد بگیرند. ما هم البته در حد خلاصه‌ای از فعالیت‌های معلمان خارجی یا کم‌کم مصاحبه‌هایی که با آن‌ها ان‌شاءالله خواهیم داشت و منتشر خواهد شد، سعی می‌کنیم محتوایی در دسترس قرار گیرد تا آشنایی بیشتری ایجاد شود.

 


سوال ۷.شما خودتان هم معلم بودید و تجربه کف میدان را داشتید؟

بله، من سال‌ها توفیق معلمی داشتم. البته معلم خیلی خوبی نبودم، ولی معلم بودم؛ یعنی توفیق و لذت معلمی را داشتم و آن را ادراک کرده‌ام. در حال حاضر کمتر توفیق دارم که با دانش‌آموزان کلاس منظم داشته باشم؛ گاه‌گداری می‌نشینیم، تک‌جلساتی کمی با بچه‌ها گپ می‌زنیم و واقعاً جلسات خوبی هستند. اما بله، شاید حدود یازده یا دوازده سال به‌طور مستمر معلم مدرسه بودم.

 


سوال ۸. چه تجربه‌ها یا دستاوردهایی از کلاس و معلمی برای جایزه معلم به همراه آورده‌اید؟

سؤال خیلی هوشمندانه‌ای پرسیدید و من هم به فکر فرو رفتم. (کمی تأمل) به نظرم آن چیزی که از اصل ایده تا طراحی جایزه معلم چه به من و چه دوستانم ـ که بیشترشان هم معلم بودند یا هستند ـ کمک کرده، تجربه زیسته معلمی است.
مثلاً اگر من فیلم‌ساز نباشم، ولی بخواهم در حوزه فیلم جایزه بدهم، این کار شدنی است؛ می‌توانم جایزه‌ای را به فیلم‌ها بدهم. اما تا زمانی که فیلم‌ساز نباشم، آن حس و حال و جوّ فیلم‌سازی و نسبتی را که یک فیلم‌ساز با اتمسفر کارش دارد، درک نمی‌کنم. در مورد معلم هم همین است؛ ممکن است به او جایزه بدهم، ولی هیچ‌وقت نمی‌توانم او را در موقعیت خودش درک کنم.
من فکر می‌کنم ناخودآگاه این تجربه زیسته به همه ما کمک کرد تا جایزه به‌گونه‌ای طراحی شود که مورد پسند، اقبال و درک متقابل معلمان قرار بگیرد؛ به‌گونه‌ای که احساس کنند این جایزه از دل فضای معلمی طراحی شده، نه اینکه کسی از بیرون آمده باشد تا برای معلم‌ها کاری کند. البته آن هم ارزشمند است. این تجربه در طراحی بسیار به ما کمک کرد.

 


سوال ۹.جایزه معلم هم مردمی است، هم معلمانه و هم جایزه می‌دهد! به نظر بستر خیلی جالبی می‌آید. سخت‌ترین یا مهم‌ترین بخش برگزاری این رویداد کدام است؟

واقعاً برگزاری چنین کاری در همه ارکان و اجزای مخلتف دشواری دارد. البته این سختی بیشتر متوجه دوستانی است که مشارکت می‌کنند؛ مثل تیم داوری، تیم محتوا، تیم رسانه، تیم اجرایی، کمیته علمی، تیم بین‌الملل و حوزه فضای مجازی. به هر حال، همه این‌ها زحمت زیادی می‌کشند، به‌ویژه در ماه‌های نزدیک به فراخوان، داوری و مراسم اهدای جایزه. دوستان ما در تیم و کسانی که از بیرون همکاری می‌کنند، با همه وجود زحمت می‌کشند و این سختی را متحمل می‌شوند. اما شاید به لحاظ حساسیت، داوری حساس‌ترین بخش جایزه است. همان‌طور که می‌دانید، ما چند مرحله ارزیابی داریم. هر چه جلوتر می‌رویم، حساس‌تر می‌شود؛ چون تمایزها سخت‌تر تشخیص داده می‌شوند و عمقی که در ارزیابی مد نظر داریم، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. ما می‌خواهیم تا حدی وارد شخصیت نامزدها شویم و درونیات آن‌ها را ببینیم، و همین کار داوری را خطیر و دشوار می‌کند.
با این حال، اگر بخواهم از سخت‌ترین کارها بگویم، شاید آن گلوگاهی که هیچ‌وقت به‌طور کامل حل نمی‌شود و خیلی هم به نظر نمی‌آید؛ یعنی بحث تأمین منابع جایزه باشد. چون یک جایزه مردمی است و می‌خواهد منابع‌اش با استفاده از ظرفیت‌های اجتماعی و مردمی تأمین شود؛ از طریق خیرین و حامیان. در حالی‌که در نگاه بعضی خیرین، تکریم مقام معلم شاید ارزش پایین‌تری نسبت به ساختن یک مدرسه داشته باشد. بنابراین اینطور اذعان می‌کنند کار خوبی است، اما در عمل همچنان ترجیح می‌دهند ساختمان بسازند. در حالی‌که اگر معلم ماهر و با انگیزه‌ای در آن نباشد، هیچ اتفاقی درساختمان مدکور نمی‌افتد. همین امر، موضوع تأمین منابع را بسیار دشوار می‌کند. ما همیشه با سختی هزینه‌های جایزه را فراهم می‌کنیم. معمولاً در موقعیت‌هایی مثل حالا که صحبت می‌کنیم، هنوز هیچ چیز تأمین نشده است. خدا کمک می‌کند. در نهایت با کمک خدا خیرین و حامیان پای کار می‌آیند و ان‌شاءالله کار جمع می‌شود و به نتیجه می‌رسد.

 


سوال ۱۰. آقای دکتر، از شما می‌خواهم تصور کنید یک معلم بعد از مطالعه صحبت‌های ماتصمیم دارد در رویداد جایزه معلم ثبت‌نام کند. پیشنهاد می‌دهید قبل از اینکه وارد سایت جایزه معلم شود، به چه چیزهایی فکر کند؟

البته همه معلمان ما این دلسوزی را برای بچه‌ها دارند، ولی من فکر می‌کنم باید این‌طور نگاه کنند که:
اوّل، ما دنبال جایی هستیم که معلم با قلب خودش کار می‌کند. بنابراین خوب است این را در وجود خودش یک بار مرور کند. همه معلم‌ها این خصیصه را دارند، یعنی در قلبشان چیزی نسبت به شاگردانشان می‌گذرد. به نظرم باید آن را به یاد بیاورند.
نکته دوم این است که این موضوع را شخصی نبینند. شاید مناعت طبع خیلی از معلمان به آن‌ها اجازه نمی‌دهند خودشان را نامزد جایزه کنند. می‌گویند ما برای جایزه کار نمی‌کنیم. اما بهتر است این را یک امر اجتماعی ببینیم.
یک مثال از پارسال می‌زنم. آقای رضا زینعلی که برگزیده دوره دوم جایزه معلم شدند، بلافاصله پشت تریبون رفتند و گفتند:«من تمام جایزه را تقدیم موزه آفرینش بهاباد می‌کنم.» یعنی گویا ایشان اصلاً این جایزه را برای خودشان نمی‌خواستند. با این حال نامزد شدند، برگزیده شدند و جایزه هم به موزه رسید. بعد آقای وزیر هم معادل جایزه ایشان را به موزه اهدا کردند و در واقع دو برابر و پر برکت شد.
بعدتر که ایشان را به برنامه «بدون تعارف» در بخش خبری بیست‌وسی دعوت کردند، گفتند:« من قبل از اینکه نامزد شوم، با خانواده‌ام ـ که خانواده‌ای پرجمعیت، صمیمی و گرم داشتند ـ تصمیم گرفتیم اگر برگزیده شدم، جایزه را به موزه بدهیم و برای خودمان مصرف نکنیم.»
این نمادی از انسانی است که هم یک معلم ویژه است، هم کاری شاخص در منطقه‌اش انجام داده (ساخت یک موزه علوم تجربی)،‌ هم مرام و شخصیت معلمی دارد . مهم‌تر آنکه حاضر است به عنوان یک الگو دیده شود، نه به خاطر مسائل شخصی خودش، بلکه به عنوان یک الگوی معلمی تا اثرش بر دیگران گذاشته شود.
پس می‌خواهم بگویم: اوّل اینکه باید به قلبمان مراجعه کنیم و ببینیم بین ما و بچه‌ها در دلمان چه می‌گذرد. دوم اینکه موضوع را شخصی نبینیم، بلکه خودمان را عضو یک جریان تاریخی و اجتماعی بدانیم. اگر خودمان را نامزد کردیم یا اگر بچه‌ها یا بزرگان ما را نامزد کردند و از سمت جایزه دعوت شدیم که فرم را تکمیل کنیم، جایی برای مناعت طبع نیست. باید نامزد شویم، چون اگر برگزیده شدیم یا حتی نشدیم، می‌توانیم به عنوان یک الگو و کسی که تجربه‌ای دارد، آن تجربه را در اختیار دیگران قرار دهبم و مسیر رفته را با معلمان جوان‌تر به اشتراک بگذاریم. انگار که من معلمی برای معلمان جوان‌تر از خودمان هستیم. پس هدف این نیست که من دیده شوم. هدف این است که کاری که کرده‌ام و تجربه‌ای که دارم دیده شود و به نسل‌های بعدی منتقل شود. اگر این کار را نکنم، دیگران را از دیدن این الگو و تجربه محروم کرده‌ام و به نظرم نسبت به آن مسئول هستم.

 


سوال ۱۱. در نشست خبری مطلع شدیم که از واژه «معلم» به عنوان یک کلیدواژه استفاده می‌کنید. در دل خودش مربیان هنر، قرآن، ورزش و حتی مربیان کودکان خاص را هم جا می‌دهد. با این تنوع، ارزیابی و سنجش حرفه‌ای چطور طراحی شده است؟ یعنی در حقیقت چه سازوکارهایی برای عدالت در داوری در نظر گرفته‌اید؟

آنچه ما ارزیابی می‌کنیم اساساً فارغ از مقطع، رشته و این‌گونه مسائل است.
چه چیز‌هایی را ارزیابی می‌کنیم؟
یکی، شایستگی‌های حرفه‌ای مربی
مربی فوتبال شایستگی‌های حرفه‌ای خاص خودش را دارد، معلم زبان شایستگی خودش را دارد، معلم ریاضی هم شایستگی خودش را دارد.
دوم، شایستگی‌های فردی که بیشتر جنبه‌های شخصیتی و اخلاقی ( میان همه معلمان و مربیان مشترک است)
سوم، نوآوری مسئله‌محور در حوزه تعلیم و تربیت
یعنی معلم در هر نقشی -معلم هنر یا قرآن- با چه مسئله‌ای برخورد کرده و چگونه آن را به شکل نوآورانه در کارش حل کرده است؟ در این مولفه تفاوتی ندارد که امر مربوطه داخل مدرسه باشد یا خارج از آن مثلا در آموزشگاه یا مسجد باشد.
چهارم، تأثیرگذاری بر زندگی و آینده شاگردان
این هم باز فرقی نمی‌کند. فرد مورد ارزیابی می‌تواند یک معلم پایه سوم دبستان باشد یا مربی‌ای که با کودکان کار در مناطق حاشیه‌ای کار می‌کند. فردی که فرزندان طلاق کار می‌کند یا عزیزی در بهزیستی است می‌تواند موثر باشد. مربی ورزشی هم همینطور؛ مثلاً مربی کشتی را در نظر بگیرید که با دانش‌آموزان کار می‌کند. همان مربی می‌تواند جدای از آموزش حرفه‌ای، الهام‌بخش زندگی بچه‌ها باشد. در هر کدام از این نقش ها به باز شدن گره‌هایی از زندگی نوجوان یا کودک کمک می‌کند، یا حتی آینده او را تغییر دهد.
پنجمین معیار ما همانطور که قبلا اشاره شد این است که معلم تعامل سازنده با جامعه محلی داشته باشد و فرآیند رشد و یادگیری شاگردان را بتواند پیوسته با جامعه محلی طراحی و دنبال کند.
نهایتاً، باید وجهه اجتماعی و اثرگذار هم داشته باشد و بتواند الگوسازی کند. یعنی کار و شخصیتش بتواند به عنوان یک الگو در جامعه دیده شود. همان‌طور که اشاره شد، جایزه معلم یک جایزه مردمی، یک اتفاق رسانه‌ای و اجتماعی است. هدف این است که بتوانیم به جهت رسانه ای آن معلم را تبدیل به یک الگو تبدیل کنیم تا جامعه و نسل‌های جدید معلمان از آن بهره‌مند شوند.
این پنج معیار فارغ از رسمی یا غیررسمی بودن معلم، محل خدمت یا مدرسه‌ای که در آن فعالیت می‌کند، اعمال می‌شود. ما ارزیابی می‌کنیم که معلم کجا نقش‌آفرینی می‌کند.
معلمان خارجی شرکت کننده در جایزه معلم هم باز تفاوت‌هایی دارند. در سال‌های گذشته ما نمونه‌هایی داشتیم: مثلاً پارسال یک مربی کودکان اوتیسم از پورتوریکو، یا دوسال پیش یک مربی در زامبیا که با بچه‌های بسیار محروم کار تربیتی می‌کرد. یک معلم علوم پاکستانی موزه آموزش علوم تجربی به کودکان راه‌اندازی کرده بود.
این معلمان و مربیان چگونه با هم مقایسه می‌شوند؟ وقتی معیارها کلی، اصیل و فارغ از جزئیات تکنیکی یا وابسته به نهاد باشند، ارزیابی امکان‌پذیر است. با این معیارها، به نظر می‌رسد می‌توان هر معلم و مربی را ارزیابی کرد.

 


سوال ۱۲. دو نکته از شما شنیدم که به یک سوال می‌رسد:
اول اینکه رویداد مردمی است. رویداد موفق مردمی که حالا سومین دوره خود را برگزار می‌کند.
دوم اینکه بنیاد برهان رویکرد مسئله‌محور دارد و مسائل را شناسایی می‌کند.
می‌خواهم بدانم چه مسائل و چالش‌هایی در این مسیر داشتید؟ کدام‌یک از این چالش‌ها و با چه روشی برای دور سوم جایزه معلم حل شد؟
هدف این است که اگر دیگرانی خواستند کاری شبیه به جایزه معلم در عرصه‌های دیگری انجام دهند برایشان کمک کننده باشد.

مهم‌ترین مسئله، مسئله طراحی است. یعنی یک مسئله باید شناسایی شود و برای حل آن، راهکار به شدت فکرشده‌ای ارائه شود؛ حتی اگر در نهایت ظاهر راهکار ساده باشد. پشت طراحی باید خیلی فکر، مشورت، چکش‌کاری، بررسی نمونه‌های مشابه، شناسایی ابعاد مختلف مسئله و میدان و البته آینده پژوهی انجام شده باشد. تفاوت کارهای موفق و ناموفق در رعایت جزئیات و تفکر دقیق درباره راهکار مسئله است.
پس توصیه‌ای که برای دوستان با دغدغه مشابه دارم این است که روی طراحی وقت بگذارند. با متخصصان حوزه‌های مختلفی که به شکلی مرتبط با مسئله هستند، مشورت کنند. بارها بشنوند. شنیده‌ها را جمع‌آوری کنند. طراحی را پیش ببرند و آن را در معرض نقد قرار دهند تا به یک طرح پخته و قابل دفاع برسند. طرحی که کارشناسان خبره آن را تأیید کنند و پای آن امضا بگذارند، احتمالا دیگر کار درستی باشد.
نکته دوم، پایداری کار است. یعنی کاری که دو سال انجام شود و رها شود، بهتر است انجام نشود. بهتر است کاری سبک‌تر و پایدار انجام شود تا طولانی‌مدت اثرگذار باشد. بخشی از پایداری شامل تعاملات اجتماعی با ذی‌نفعان و ایجاد تعادل بین نیروها برای حفظ سیستم است. بخش دیگر، تأمین منابع است. تامین منابع واقعا یک مسئله کلیدی‌ است. اگر نمی‌توانیم منابع پایدار ایجاد کنیم، آغاز کار بی‌معناست.
خیلی نکات دیگری هم می‌شود گفت که از بین آن‌ها من گمان می‌کنم طراحی و پایداری مهم‌تر هستند
در مورد دوره دوم جایزه به سوم، ما چند مسئله داشتیم که سعی کردیم حل کنیم. یکی از آن‌ها حجم بالای فرم‌های نامزدی بود. در دو سال گذشته داوری و ارزیابی انسانی آن‌ها بسیار پرفشار و خسته‌کننده بود. پارسال به شکل آزمایشی از هوش مصنوعی در کنار ارزیابی انسانی کمک گرفتیم. امسال امیدواریم استفاده جدی‌تری از هوش مصنوعی برای ارزیابی‌های اولیه داشته باشیم.
مسئله دیگر -که البته مداوم مواجهه داشته‌ایم اما امسال جدی‌تر به آن می‌پردازیم- توجه به کل بدنه معلمین است. ما علاوه بر پنج نفر برگزیده و شایسته تقدیر، با تمام حدود چهل و سه هزار نفر نامزد در دو دوره گذشته کار داریم. این افراد بخش اصلی جامعه معلمان ما هستند و باید راهکاری برای رضایت، رشد و استفاده پیدا کنیم.
به همین دلیل، امسال انجمن معلم را معرفی کردیم تا در کنار جایزه معلم و پلتفرم سیمرغ، بستری برای هم‌افزایی بدنه معلمین، به ویژه نامزدهای جایزه، فراهم شود. بستر مستقلی که به اشتراک‌گذاری تجربیات، کمک به معلمان جوان‌تر، حل مشکلات و ایجاد حس مفید بودن در معلمان کمک می‌کند. در این صورت معلم علاوه بر حس مفید بودن برای شاگردانش، می‌تواند برای سایر معلمان کشور هم مفید واقع شود.

 


سوال ۱۳. گویا رویدادها و جوایز دیگری هم در کنار جایزه معلم داشته‌اید. برای مخاطبان مجله معلم جالب است بدانند در طرح ابتدایی این موضوع دیده شده بود یا در ادامه نیاز به آن احساس شد؟

از اول دیده شده بود. جایزه معلم از ابتدا جایزه ای بود برای نقش آفرینان حوزه تعلیم و تربیت با محوریت معلم. ما صدها نقش مختلف در زیست بوم تعلیم و تربیت احصا کردیم که یکی از آن‌ها معلم است.
برنامه ما این بوده که به تناسب توان و شرایط اجتماعی، آرام‌آرام برخی از این نقش‌ها را به جایزه اضافه کنیم. کما‌اینکه ما نقش فیلمساز در دو دوره آزمایشی و اول جایزه معلم داشتیم. و نقش جایزه خبرنگار را هم سه دوره داشته‌ایم. احتمالاً در آینده سرفصل‌های دیگری مثل مدیر مدرسه یا پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت هم اضافه خواهد شد.

 


سوال ۱۴.به عنوان سوال آخر: از برگزیدگان دوره های قبل چه خبر؟ با آن‌ها در تعامل هستید؟ با یکدیگر نیز تعامل دارند؟

یکی از شیرین‌ترین بخش‌های جایزه، همین ارتباط‌های پس از جایزه است. برخلاف خیلی مسابقات که ممکن است – چه نامزدها از یک‌دیگر، چه از تیم برگزارکننده و چه از داوری- انسان‌ها از یکدیگر دلخوری داشته باشند. در جایزه معلم، به دلایلی مثل معلم بودن نامزدها و هم اینکه تلاش می‌شود برگزیدگان بر اساس ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی خود برجسته شوند و هم رویداد دو روزه حضوری که در تهران که باعث همزیستی شده، این ارتباطات را حفظ کنند. در دوره‌های گذشته، برگزیدگان به عنوان داور یا سفیر جایزه در استان‌ها و شهرهای خود فعال بوده‌اند و ارتباط مستمر با ما و با یکدیگر دارند. همچنین فرصت‌هایی پیش آمده که حضوری هم سالی یک بار یا بیشتر با هم دیدار کنیم؛ خیلی خوشحال می‌شویم. انگار آشنایانمان را ملاقات می‌کنیم. خیلی از عزیزان لطف دارند و به شهرها، استان‌ها و روستایشان دعوت می‌کنند. الحمدلله جمع بسیار خوبی شکل گرفته است. به نظر ما هدفی که جایزه معلم از ایجاد جمع دنبال می‌کرد -حداقل در مرحله برگزیدگان نیمه نهایی- توانسته است محقق کند. البته در بدنه چند ده هزار نفری یا برگزیدگان خارجی نامزدها هنوز کار زیادی داریم؛ اما در سطح نیمه‌نهایی، ارتباط بسیار خوبی با حدود پنجاه نفر برگزیده داخلی برقرار شده است.

 


سوال ۱۵. بسیار عالی! سوالی هست که پرسیده نشده باشد و دوست داشته باشید راجع به آن با مخاطبین مجله معلم صحبت کنید؟

شما سوالی پرسیدید که فکر کنم من جا انداختم پاسخ بدهم. می‌خواهم از یک تاثیر اجتماعی بگویم. شاید کمک خوبی باشد.
نمونه‌ای از اینکه چطور یک معلم از ظرفیت محلی استفاده می کند . تعداد مثال‌ها زیاد است ولی به عنوان یک نمونه از تأثیر اجتماعی و استفاده از ظرفیت محلی، یاد آقای علی صیدی افتادم. ایشان معلمی در استان کرمانشاه هستند. آقای صیدی در مواجهه با مسائل محلی، از ظرفیت‌های جامعه بهره گرفت و تجربه ارزشمندی در حل مشکلات منطقه خود ارائه کرد.
در آن منطقه بریدن غیرقانونی چوب درختان جنگلی رسم و فضای بدی بوده است. آقای صیدی از ظرفیت تربیتی و اجتماعی منطقه استفاده کردند. بچه‌ها را نسبت به مسئله زیست‌محیطی آگاه کردند. با کمک خود بچه‌ها، خانواده‌ها توجیه شدند. در نتیجه خانواده‌هایی که پیش از این به دلیل تأمین معیشت درختان را قطع می‌کردند، حالا برعکس، درخت می‌کارند.
به نظرم اثرگذاری این اقدام آقای صیدی فقط بر محیط زیست منطقه نیست؛ تأثیر مهم‌تر آن بر قلب بچه‌ها و والدینشان است. تربیت یعنی این: اینکه فرد رشد کند، حقیقتی را بفهمد، به آن پایبند باشد و عمل کند. این مثال نشان می‌دهد چطور می‌توان از ظرفیت‌های محلی برای تربیت کودکان و حل مسائل محلی استفاده کرد.
می‌توان مثال‌های دیگری هم زد، اما همین مورد کافی است تا مخاطبان حلاوت چنین کارهایی را احساس کنند.
در پایان دوباره بر این نکته تأکید می‌کنم: معلمی یک عشق است، نه صرفاً یک شغل. این عشق بین معلم و شاگردان شکل می‌گیرد. حتی بین معلم و والدین آنها، و پیوندهای عاطفی عمیق ایجاد می‌کند. امید ما این است که یک جرقه کوچک در نشان دادن این عشق به جامعه باشد و آن را تقویت کند. باقی مسیر، توسط خود مردم پیموده می‌شود. ما فقط یک گام شروع کننده کوچک برمی‌داریم.
همچنین ما جایزه معلمی‌ها از هر گونه مشارکت استقبال می‌کند. معلمینی که می‌توانند در ارزیابی‌ها کمک کنند، می‌توانند سفیر جایزه در استان‌ها و شهرها باشند، درباره مقام معلم صحبت کنند، کارهای ترویجی جایزه را دنبال کرده یا خیرینی را برای حمایت جذب کنند. حتی معلمینی داشتیم که حاضر بودند مبلغی اندک اما مستمر، مثلاً پنجاه هزار تومان از حقوق نه چندان زیاد ماهانه‌شان، برای حمایت از جایزه معلم اختصاص دهند. رقم مهم نیست؛ عشقی که پشت آن است ارزشمند است.
امیدواریم خداوند توفیق دهد تا بتوانیم برای آینده کشور و کودکان آن، کارهای مؤثر و ماندگار انجام دهیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *