خروج دانشآموزان افغان از ایران و تأثیر آن بر آموزشوپرورش: از بار مالی تا هویتی
طی چند دهه گذشته، حضور مهاجران افغان در ایران، تأثیرات متعددی بر حوزههای مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی گذاشته است. یکی از این حوزهها، آموزشوپرورشاست که شاید بیش از دیگر عرصهها با مهاجران درگیر بوده است. اما اکنون، با روند تازه بازگرداندن دستهجمعی افغانها از ایران—روندی که از زمستان ۱۴۰۳ سرعت گرفته و حین و پس از جنگ ۱۲ روزه رکورد زده است —این پرسش پررنگتر از همیشه مطرح میشود: خروج دانشآموزان افغان از ایران چه تأثیری بر نظام آموزشی ما دارد؟
موج جدید بازگشت: اعداد چه میگویند؟
بر اساس آمارهای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) و گزارش فایننشالتایمز، تنها در فاصلهی فروردین تا خرداد ۱۴۰۴، بیش از ۱.۱ میلیون نفر افغان از ایران خارج شدهاند. از این میان، حدود ۳۶۶ هزار نفر بهطور رسمی و با نظارت دولت ایران، به افغانستان بازگردانده شدهاند.
در خردادماه بهتنهایی، بیش از ۲۵۶ هزار نفر به افغانستان برگشتند که این رقم یکی از بزرگترین موجهای بازگشت در یک ماه طی دهههای اخیر است.
تأثیر مستقیم بر مدارس: کلاسهای خلوت و بودجهی سبکتر
یکی از اولین و قابلسنجشترین اثرات، کاهش فشار جمعیتی بر مدارس دولتی است. طبق گزارش وزارت آموزشوپرورش، در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ حدود ۵۰۰ هزار دانشآموز افغان در مدارس ایران ثبتنام بودند.
از سوی دیگر، برآورد میشود که هزینهی آموزش این جمعیت مهاجر، حدود ۱۰٪ از بودجهی کل آموزشوپرورش را به خود اختصاص میداده—یعنی چیزی در حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان (۳۰ همت) از بودجهی ۲۷۸ همتی این وزارتخانه در سال ۱۴۰۲.
این میزان بودجه معادل:
- ساخت ۲۰۰ مدرسهی ۱۲ کلاسه در مناطق محروم
- افزایش ۶ تا ۷ درصدی حقوق معلمان
- هوشمندسازی یک سوم کل مدارس کشور
و…
اگر شما بودید با این بودجه چه میکردید؟ در انجمن معلم پاسخ بدهید.
حال با خروج دانشآموزان افغان و در نتیجه کاهش جمعیت، بخشی از این هزینهها کاسته میشود؛ البته این کاهش لزوماً به معنای بازتوزیع بودجه به نفع مناطق محروم نیست، اما فرصت آن وجود دارد.
مدارس دولتی نفس میکشند، غیرانتفاعیها نگراناند
خلوتتر شدن مدارس دولتی میتواند باعث افزایش اقبال خانوادههای ایرانی به آنها شود. بسیاری از والدینی که به دلیل ازدحام، فرزند خود را در مدارس غیردولتی ثبتنام میکردند، اکنون ممکن است دوباره به مدارس دولتی روی آورند. این تغییر، تهدیدی برای مدارس غیرانتفاعی و خصوصی است که بخش قابل توجهی از درآمدشان را از این خانوادهها کسب میکردند.
تحول در فرهنگ مدرسهای
اما تأثیر خروج دانشآموزان افغان تنها مالی نیست؛ مسئلهی مهمتر، دگرگونی فرهنگی در فضای مدرسههاست.
در برخی مدارس (بهویژه مناطق پرمهاجر)، نسبت دانشآموزان افغان به حدی بالا بود که هویت مدرسه در رفتار، زبان، آداب و انتظارات تحصیلی تغییر کرده بود. بعضی معلمان گزارش میدهند که با کاهش جمعیت مهاجر و خروج دانشآموزان افغان، رفتار دانشآموزان ایرانی نیز به تدریج دگرگون شده:
-
کاهش درگیریهای زبانی و فرهنگی
-
افزایش سطح تمرکز کلاسها
-
الگوهای رفتاری و ارزشی به وضعیت بومی بازگشتهاند
هرچند این وضعیت را نمیتوان برای همهی مدارس تعمیم داد، اما برای معلمان شاغل در این فضاها، تجربهی تربیتی تازهای شکل گرفته که نباید نادیده گرفته شود.
نمونه ای از تحولات را مشاهده کنید: انجمن معلم
فرصت توسعه
در ظاهر، کاهش جمعیت دانشآموزی میتواند فرصت نوسازی و بهبود کیفیت آموزشی را فراهم کند. اما این فرصت، بدون بازنگری در سیاستهای تخصیص بودجه، نیروی انسانی و محتوای آموزشی، به راحتی از دست خواهد رفت.
نکته مهم دیگر، مسئلهی عدالت آموزشی است. در مناطقی که تراکم دانشآموزان افغان بالا بوده، معلمان برای سالها تلاش کردهاند تا میان تفاوتهای فرهنگی و آموزشی، تعادل ایجاد کنند. اکنون، سؤال اینجاست:
آیا آموزشوپرورش میتواند از این تجربه، برای طراحی سیاستهای کمککننده و پایدار در برنامهریزی آینده استفاده کند؟
نگاه آیندهنگر: فقط یک تغییر جمعیتی نیست
خروج دانشآموزان افغان از ایران ، صرفاً یک تغییر آماری یا مهاجرتی نیست. این یک تجربهی زیسته برای معلمان، مدیران و نظام آموزشی ایران است.
ما با هزاران کودک و نوجوان مواجه بودیم که بخشی از عمر خود را در مدارس ما گذراندند، تحصیل کردند، رشد کردند و حالا از این چرخه بیرون رفتهاند—اما هنوز پرسشهای مهمی باقی مانده:
- اگر موج مهاجرتهای مشابه در گروههای دیگر هم رخ دهد، نظام آموزشی چه سازوکار انعطافی نیاز دارد؟
- چه سیاستهایی برای حفظ هویت ملی(در همه ابعاد) در مدارس نیاز داریم تا در عین پذیرش فرهنگهای دیگر در چنین شرایطی معرف و پاسدار فرهنگ خود باشیم؟
نتیجهگیری
اشتباه است اگر فکر کنیم خروج دانشآموزان افغان از ایران، صرفاً کاستن از تراکم مدارس یا کاهش هزینهها است. این پدیده، فرصتی است برای بازاندیشی در هویت مدرسهای، عدالت آموزشی، مدیریت منابع، و البته نقش نظام تعلیم و تربیت در مواجهه با تنوع فرهنگی.
در نهایت، نگاه معلمان و سیاستگذاران آموزشی به این وضعیت، میتواند تعیین کند که آیا این خروج، به تجربهای مفید برای آینده تبدیل خواهد شد یا به یک جای خالی خاموش در کلاسهای درس.
منابع:
-
گزارش رسمی بودجه آموزشوپرورش ۱۴۰۲ – مرکز پژوهشهای مجلس
-
تحلیلهای میدانی معلمان در مناطق پرمهاجر (گزارشهای انجمن معلم، ۱۴۰۳)